چندتااااا جوک۲۰۰۸ با حال و خنده دار:  
يكي رفته بود زيارت امام رضا . بعد از زيارت دستش را براي احترام روي سينه اش گذاشت و عقب عقب آمد بيرون. يه دفعه ديد كه خورده به يه چيزي . نيگاه كرد ، ديد كه يه تابلو است و روش نوشته: تبريز 5 كيلومتر!

به يكي ميگن: سفر حج چطور بود ميگه عالي، خيابوناش تميز، برجاش بلند، ماشينا همه آخرين مدل، يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم.

يه مرده دستشويي بوده پسرش زنگ ميزنه به گوشيش ميگه بابا كجايي؟ميگه يه جاييمم پسره ميگه مامان گفت ناهار نداريم هر جا هستي همونجا يه چيزي بخور.

يه روز يه يكي ميره خونه رفيقش. وقتي ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه حالا كه ظهره نهار رو بخور بعد برو. يكي ميگه: باشه . نهار رو ميخوره بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه آخه با معده پر كجا ميري ؟ يه چرت بزن بعد برو. يكي ميگه باشه .يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ميگه باشه. يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه الان كه شب شده شام رو بخور بعد برو. يكي ميگه باشه. شام رو ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه اين موقع شب كجا ميخواي بري ؟ بخواب صبح برو. يكي ميگه باشه. ميخوابه صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه صبحانه چي؟ يكي ميگه نه ديگه مرسي زن و بچه تو ماشين منتظرن!!!!

يكي:آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ يكي:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم.

برای دیدن بقیه لطیفه ها روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
|